همع چی عقده شدع برامـع بچگی...هر وقت ۴ تا بچه میشدیم میخندیدیم و بازی میکردیممامانم میومد تهدید میکرد ک تو خونه بخاطر شیطونیام کتکم میزنع و اکثر مواقع میزدمـ ینی تهدیداش دلمو میلرزوند و همع چیع زهرمارم میکرد.انگار متنفر بود ع شنیدن صدای خنده های ما :||اونوقتـ الآن بچه ها ع دیوار راست بالا میرن چیز میشکنن و کلی بی ادبی میکنن هیچکس ت×م ندارع بشون چیزیع بگہ فقط پشت سرشون جرئت دارن بگن چه بچه های بی ا
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: پویان جعفری
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 10:05